العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
58
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
7 - در درّ منثور ( ج 1 ص 128 ) گفت : ازرقى از علىّ بن الحسين عليه السّلام بر آورده كه مردى از او پرسيد ، آغاز طواف به اين خانه از كى بوده ؟ چرا بوده و از كجا بوده ؟ پاسخ داد ، امّا آغاز طواف به اين خانه اينست كه خدا بفرشتهها فرمود : راستى من گذارندهام در زمين جايگزين ، فرشتهها گفتند : اى پروردگار جاگزينى جز از ما كه تباهى در آن انگيزد و خونها ريزد ، و حسد ورزند بهم و دشمنى كنند با هم و بشورند بر يك ديگر ، پروردگارا اين جايگزين را از ما بنه كه تباهى نكنيم و خونها نريزيم ؟ و با يك ديگر دشمنى نكنيم و بهم حسد نبريم و نشوريم و ما تسبيح گوئيم و تقديس كنيم برايت ، فرمانت بريم و گناهت نكنيم ، خدا فرمود : راستى ميدانم من آنچه را شما ندانيد . فرمود : فرشتهها گمان بردند آنچه به خدا گفتند اعتراضى بوده و او بر آنها از اين گفتهشان خشم كرده پس پناهنده شدند بعرش ( و سر برداشتند و با انگشتان خود اشاره كردند و از ترس خود زارى و گريه نمودند خ ب ) تا سه ساعت ، خدا بدانها نظر كرد بر آنها رحمت آمد و زير عرش خانهاى بر چهار ستون از زبرجد ساخت با روپوش ياقوت سرخ و آن را خانه ( ضراح ) ناميد و آنگاه بفرشتهها فرمود : به اين خانه طواف كنيد ، و عرش را وانهيد ، فرشتهها بدان طواف كردند و عرش را وانهادند و اين بر آنها آسانتر بود و آن بيت المعمور است كه خدا ذكر كرده ، و هر روز و شب 70 هزار فرشته بر آن در بيايند كه هرگز بدان باز نيايند . سپس خدا فرشتههايش را فرستاد و فرمود : به آن نمونه و اندازه برايم در زمين خانه بسازيد ، و خداى سبحان بخلق زمين فرمود : بر آن خانه طواف كنيد چنانچه اهل آسمان به بيت المعمور طواف كنند . 8 - و از مقاتل حديث را به پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله كشانده كه آدم گفت : پروردگارا چه بدبختم ، چيزى از نورت در برم نيست تا آن را بپرستم ، و خدا بيت المعمور را بر او نازل كرد بپهناى خانه كعبه و در جايش از يك دانه ياقوت بهشت ولى بلنديش